عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
186
كشف الحقايق ( فارسى )
فسادست و عالم طبايع و شهوات است دوزخ و دركات دوزخست . و آنچه بالاى فلك قمر است عالم بقا و ثبات است و عالم عقول و نفوسست بهشت و درجات بهشتست و فلك قمر واسطه است ميان بهشت و دوزخ و جاى نفوس اطفال است و جاى نفوس كسانيست كه در معنى اطفال باشند . چون اين مقدمه را دانستى اكنون بدانكه نفس جزوى از عالم عقول و نفوس به اين عالم طبايع و شهوات بطلب كمال آمده است و در اين عالم غريب است و كمال بىآلت حاصل نمىتواند كرد كه اگر كمال بىآلت حاصل شدى هرگز به اين عالم نيامدى و آلت قالب اوست و تا قالب نيست به جزويات عالم عالم نمىتوان شد پس هر نفسى كه به اين عالم آمد و بمراتب به اين مرتبه انسان رسيد و كمال خود حاصل نكرد و بصفات قالب موصوف شد و به دوستى مال و جاه فريفته گشت بعد از مفارقت بمقام خود نتواند بازگشت و در همين عالم بماند و باز به قالبى ديگر محتاج شود . و هر نفسى كه به اين عالم آمد و بمراتب به اين مرتبه انسانى رسيد و كمال خود حاصل كرد و بصفات قالب موصوف نشد و به دوستى مال و جاه فريفته نگشت بعد از مفارقت از اين عالم خلاص يابد و بعالم خود پيوندد و پيوسته در راحت و آسايش باشد . اينست معنى : وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا « 1 » فصل بدانكه چون نفوس بعالم خود پيوندد و هريكى را به قدر كمال خود جاى معين و مقام معلوم باشد بعضى بنفس فلك اول پيوندند و بعضى بنفس فلك دوم پيوندند و همچنين تا فلك الافلاك كه نفس كل و عقل كلست و بهشت خاصست و جوار حضرت باريست اينست معنى : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي « 2 » فصل بدانكه كمال آدمى در چهار چيز است : يكى علوم حقيقى دوم اخلاق
--> ( 1 ) - مريم 71 - 73 ( 2 ) - فجر 27 - 30